
به دریا رسیدماینجا همانجایست که باید کوله پشتی را زمین گذاشت! آب های آزاد و ساحلی که به تسخیر هیچ مرز و کشوری نیست! تا چشم لذت میبرد آب های آزاد خود نمایی می کند، خسته بودم اما یکباره جوان شدم. غروب هست و تا شب زمان دارم! درست حدس زدید؛ تشنه غرق شدن در دریا هستم و به همین سادگی تصمیم گرفتم و کوله را زمین زدم، با لباس مشکی، شلوار چریک و پوتین های خسته ام؛ رفتـــم و دل به دریا زدم...اینجا که امواج بلند کوهی استوار میسازد، چهره ای دیگر در عمق آب پدید می آید! یک عمق آرام، نوازش های مواج و لطیف همچون بادهای موسمی که شقایق ها را نوازش می کند. اینجا سبز لاجوردی خودنمایی می کند و خورشید با هر شکست نور دریای من را به رنگ آسمان می سازد. مکان و زمان در میان جزر و مد گم شده، همه محکوم به زیستن در حالت ب...
ادامه مطلب
تحقق رویاهای قدیمی اولین انگیزه من برای گذر عمر است، عمری که هر چه بیشتر کنجکاوی میکنم می بینم کمتر در موردش می دانم حال وضعیت من تحقق رویای پرواز از جنس فاضل است، بار ها پریده ام به اهدافم رسیده ام می خواهم قدم های خیلی خیلی بلندتر از گلیمم را بردارم تا شاید من هم مثل میلیون ها آدم شگفت انگیز یک مثال خوب برای عبور ازخط قرمز ها باشم. رسیدن به اهداف = ریسک و تلاش، جنگیدن با عزیزان، امید داشتن به ا...
ادامه مطلب